السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
72
تفسير الميزان ( فارسي )
اين علت باطل را محو و حق را احقاق مىكند ، كه داناى به دلها و منويات آنها است ، و مىداند هر دلى چه استدعايى دارد ، آيا استدعاى هدايت دارد ، و يا ضلالت ، اقتضاى شرح دارد ، و يا ختم و مهر خوردن تا با انزال وحى و توجيه دعوت به سوى همه دلها هر يك را به مقتضاى خود برساند . بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند : در آيه مورد بحث اشعارى است به وعده به رسول خدا ( ص ) كه به زودى او را يارى خواهد فرمود . اين قول خيلى بى وجه نيست . * ( « وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَيَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَيَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ » ) * وقتى گفته مىشود « قبل منه » و « قبل عنه » هر دو به يك معنا است . در كشاف گفته : وقتى گفته مىشود : « قبلت منه الشيء » و « قبلت عنه » اين تفاوت بين آن دو هست كه در اولى آن چيز را مبدأ قبول خود و منشا آن قرار داده ، و در دومى آن شىء را از وى عزل و جدا كرده « 2 » . اين بود گفتار زمخشرى « 3 » . و در اينكه فرمود : * ( « وَيَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ » ) * تحريكى است بر توبه و هشدارى است از ارتكاب گناهان . و معناى تحت اللفظى آن روشن است . * ( « وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِه وَالْكافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ » ) * فاعل كلمه « يستجيب » ضميرى است كه به خداى تعالى برمىگردد ، و جمله * ( « الَّذِينَ آمَنُوا . . . » ) * به طورى كه گفتهاند « 4 » در جاى مفعول نشسته و حرف جر آن حذف شده ، و تقديرش « يستجيب اللَّه للذين آمنوا » است ، يعنى : خداى تعالى مستجاب مىكند براى كسانى كه ايمان آوردهاند . بعضى « 5 » گفتهاند : فاعل آن كلمه « الذين » است ، ولى اين از سياق آيه بعيد است . كلمه « استجابت » به معناى اجابت دعا است ، و چون عبادت خود نوعى دعوت و
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 34 . ( 2 ) توضيح اينكه : در جمله « قبلت منه » هم قبول را مىفهماند و هم اينكه اين قبول از ناحيه فلانى آغاز شد نه ديگرى و در « قبلت عنه » مىفهماند شىء مقبول از او تجاوز كرد و به من رسيد . - مترجم . ( 3 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 222 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 37 . ( 5 ) تفسير كشاف ، ج 25 ، ص 223 .